آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن
منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من واسه با تو بودن پر از عشق و خواهشم
واسه بودن کنارت به هرکجا پر می کشم
منو تو آغوشت بگیرآغوش تو مقدسه
بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
چشم های مهربون تو منو به آتیش میکشه
نوازش دست های توعادته ،ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار
به پای عشق من بمون هیچ کس را جای من نیار
مهر لباتو رو تن و لب کسی نزن
فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من

نوشته شده توسط وحید_تنها و علي در سه شنبه چهارم آبان 1389 ساعت 11:25 موضوع | لینک ثابت

از من نگاه شعله ورت را گرفته اند
اين چشم ها كه دور و برت را گرفته اند
اين آسمان به درد پريدن نمي خورد
وقتي كه شوق بال و پرت را گرفته اند
آنقدر از تو بي خبرم، چشم هاي من ...
صد بار از دلم خبرت را گرفته اند
اي عشق پر تلاطم تسخير ناپذير
اين ها چگونه شور و شرت را گرفته اند ؟!!!
نوشته شده توسط sir ali در دوشنبه هفدهم خرداد 1389 ساعت 15:19 موضوع | لینک ثابت
حالا كه تموم شد تو هم داري ميري مبادا كه دست كسي رو بگيري خدايا نگاه كن درست تو چه وقتي؟! پر از اشكم اما ميخندم به سختي گلومو رها كن تو اي هق هقه من ميمردم برا اون
مبادا كه عشقم تو قلبش بميره
ميترسم كه دست كسي رو بگيره
بگين كاري اينبار ازم برنيومد
بگين كم آوردم,يا صبرم سراومد
بگين باز بيادو به قلبم بشينه
بگين جاي اسمش هنوز نقطه چينه
تواحساسه من رو چه راحت ربودي!
اگر من شكستم مقصر تو بودي
مگه من رو درحد مردن نديدي؟!
تو دلخور نبودي,چرا دل بريدي؟
دلم روز وشب رو تو تنهايي سركرد
بگين كه تمومه دعاهاش اثركرد
بگين اونو دست خدامون سپردم
مقصر نبودم ولي پاشو خوردم
بگين خيلي وقته كه صبرم سر اومد
بگين كاري كرده كه دادم دراومد
بگين خيسه اشكه همه تاروپودم
بگين تا بدونه مقصر نبودم
راستي الان عزيز من,سرت رو شونه ي كيه
صداي خنده هاي تو,الان تو خونه ی كيه؟
روزاي خوب زندگيم تمومشون صرف تو شد
ميگفتي راهمون جداست,آخرشم حرف توشد!
(خراطها)
نوشته شده توسط وحیدتنها... در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389 ساعت 19:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

.....
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY